Lose your self ۳/۲۷/۱۳۸۶

دو تا اختصاصیِ ترمِ قبل از اخراج‌تو می‌افتی.
تو یه روز!
دو شب نخوابیدی.
تو سه روز!
از خواب‌گاه اخراج می‌شی.
فرداش.
با «اون» حرف می‌زنی.
دیروزش.
داری از دانشگا اخراج می‌شی و از خواب‌گا اخراج می‌شی و دیگه خسته شدی از این حرف زدنایِ بی‌فایده‌ی بی‌سر و ته!
خوب بذار بکوبه! به درک!
بر می‌گرده می‌گه: خوبه که هردومون کار داریم و می‌تونیم همو نبینیم!
من فقط نگاش می‌کنم... آره! خوبه! خیلی!... هرچی تو بگی!
صورتم از الکی لب‌خند زدن درد می‌گیره.
گردن‌ام از الکی تایید کردن.
می‌خواستم بذارم برایِ بعد از امتحانا.
اما حالا که فکرشو می‌کنم، می‌بینم حق با توئه. باید بذارم برایِ هیچ‌وقت. هیج‌وقت.
هوا گرمه!
قبضِ موبایل‌ام نیومده.
فردا پس‌فردا اونم قطع می‌شه.
نمی‌دونم جریمه‌ی خواب‌گا رو از کجام بیارم.
نمی‌دونم تحقیقِ فلسفه‌رو چی‌کارش کنم.
باز همه‌چیو زدم به تخمم. اصلن بر می‌گردم خونه. چی می‌خواد بشه؟ یعنی بدتر از الانمه؟ نمی‌کشنم که!
سرِ امتحان فیزیک داشتم جدی فک می‌کردم که برم دمبالِ تغییرِ رشته.
الانِ حوصله‌ی اونم ندارم. ان‌قد واقع بین هستم که بفهمم که نمی‌تونم.
گرمه، می‌رم حمام. لخت می‌شم. می‌رم زیرِ دوش. آب نمی‌آد.
می‌رم حمامِ کناری، لباسامو در می‌آرم. می‌رم زیرِ دوش. شیر باز نمی‌شه.
می‌رم حمومِ کناری. شیرش کنده شده.
کناری. دوشش.
همه‌ی تنم بویِ گهِ عرق می‌ده. بر می‌گردم اتاق.
آینه‌ی تارکوفسکی رو می‌خونم.
من چه خوش‌بختم!
می‌خندم.
آروم رو تختم می‌شینم و مثلِ احمقا می‌خندم.
هه!
هه هه ه ههه ه ههه ه هه هههه ه ههههه هه ه هه ه ههههه هههه ه ههههه ه هه ه ههه هه هه ه ه ه ه هه هههه ههه هه هه

ركسانا
View comments | Post a comment


2 Comments:


دوست ندرم گیر بدم.
هنوز و همیشه می‌گم: هرچی بگی حق داری. هرچی!
فقط این‌که بی‌انصاف بدجنس!
من اینو نگفتم! خودتم یادته! تو خواستی این‌جوری بشنوی. تو می‌خواستی عصبانی باشی.
حالا وقتی من می‌گم خفه‌خون بگیرم بهنره نگو نه!
دیگه معذرت نمی‌خوام. چه فایده؟ توی بدجنس این فدر خوبی که همیشه می‌بخشی.
۱۰:۵۰ ق.ظ.
Anonymous ناشناس  

آروم بگیر.
درست می‌شه.
خوب می‌شه.
خوب می‌شی.
۱۰:۵۲ ق.ظ.
Anonymous ناشناس  
© 2004, All rights reserved
This weblog appears perfect in IE

Show menu

Mirror Ponds ....... برکه هاي ِ آينه