| طلوعِ سيب | ۵/۰۵/۱۳۸۴ | |
|
گرگ و ميش، از ميانِ غبار و گرد
آنسوى پردهى مه، قوسِ كوچكِ پلِِ چوبى در انبوهِ پربرگِ افقهاى چوبى سيب، زرد طلوع مىكند. ▪▪▪ سياهى از پسِ غروبِ سرخِ سيب، غروبِ سيب سرخ –از افقِ پرهمهمهى سبزِ چوبين- از كنارِ درختانِ چوبين، در قوسِ كوچكِ رود و پلِ چوبىاش، سرد، مىخزد: ماهىهاى رود ميانِ ستارهها بازى مىكنند، و گنجشكهاى طلايى غبارِ خاكى كهكشانها را در جنبشِ ماهىها مىشويند. ▪▪▪ و همه مىدانند كه سيب، ديگر بار از افقهاى سبز، در افقهاى پرهمهمهى برگ سرخ طلوع مىكند؛ زرد غروب مىكند.
ركسانا |
||
© 2004, All rights reserved This weblog appears perfect in IE |
||