| جستاري بر تخماتيسم | ۱/۱۸/۱۳۸۶ | |
|
ما در كجايِ جهان ايستادهايم؟ گريزگاههايِ فرارو برايِ فرار از فروپاشيِ نسلِ انساني و جهانِ پيچيدهي مدرن كجا هستند؟ استراتژيِ راهبرديِ ما براي مقابله با تلاطمها و آشوبِ جهانِ آشفته و زندگيِ پوچ و حوادثِ ناگواري كه اين روزها مثلِ گه از در و ديوار برايمان ميبارد چيست؟ تبيينِ ما از همهي اين شرايط و موقعيتهايِ دشوار بر چه اساسي استوار است؟ و... همهي اينها و شايد بسياري سوالاتِ ديگر شب و روز ذهنِ شما را به خود مشغول ميكند. همواره با خود ميانديشيد: چرا؟ چگونه؟ و چراها و چگونههاي بيشمار... در اين ميان، ظهورِ مكاتب و منظومههايِ فكريِ گوناگون، ميرود تا راهي باشد برايِ رهاييِ انسان از اين خيالات و ترسهايِ مرگآور. برايِ رهايي از ياس و پوچي و بلاتكليفي در تقابل با دنيايِ پيرامون. مكتبِ ما بر دو اصلِ بنيادين استوار است كه لاجرم همهي موضعگيريها و تحليلها و راهكارهايِ آتي بايد منبعث از اين دو اصل باشند. لازمهي تفكرِ مكتبي داشتنِ جهانبيني و ايدئولوژي است. جهانبيني به معنايِ نگاه و برداشتِ ما از جهانِ پيرامون و ايدئولوژي به معنايِ راهكارِ ما -بر اساسِ اين نگاهِ تاريخي- برايِ تعامل با سيستم. اصلِ اول كه جهانبينيِ مكتبِ ما، و تحليلمان از جهانِ پيشِ رو را تشكيل ميدهد بدين قرار است: پسر! به گا رفتيم. و اصلِ دوم كه راهبردِ ما برايِ زيستن در اي شرايط و برونرفت از آشفتگيهايِ بيشمارِ ذهني و دغدغههايِ ناراحتكنندهي انساني را تشكيل ميدهد، اينطور بيان ميشود: تخمته! نيك ميدانيم كه بشر با توسل به اين دو اصل و پيروي از مكتبِ ما ميتواند يگانه راهِ آسايش و سعادت را -در عينِ آگاهي از همهي دشواريها و پيچيدگيها- فرارويِ خود ببيند و كورسويِ روشناييِ اميد را در انتهايِ دالانِ تاريكِ تاريخِ جانكاه و سياهِ جوامعِ انساني مشاهده كند. باشد كه رستگار شويم!
ركسانا 0 Comments: |
||
© 2004, All rights reserved This weblog appears perfect in IE |
||