پرسپكتيو ۶/۲۹/۱۳۸۴

ماه تو چه زيبايي ماه، ماه، ماه
ماهِ كامل، ماهِ تمام
چه دور و خيال انگيز!
[اين را شاعر مي‌سرايد
در نيمه‌شبي تابستاني
در اتاقي با پنكه‌اي روشن، و قيژقاژِ لولايِ زنگار بسته‌ي درِ كمد]
ماه چه بلندي چه بالايي!
وين چنين رويايي
بر زمينِ خسته و خالي
-اي دريغا كه نمي‌داني-
بي‌سبب مي‌تابي
[شاعر مي‌سرايد باز
در نيم‌شبي رويايي
در اتاقي با پنكه‌اي چرخان
حيران
و درِ چوبيِ در آمد و رفت
كه به هر عشوه‌ي چرخنده‌ي ديرين پنكه
گردِ زنگ‌بسته محورِ لولايِ خود
هرزه و سرمست، مي‌چرخد]
آه، ماه!
ماهِ كامل، ماهِ تمام!
به خانه‌ات برگرد
ديگر بس است
اين سومين شب است
كه هنوز
بي‌هيچ دگرگوني
گرد و صاف و صيقلي
بر زمين مي‌تابي
-بر زمينِ خسته و خالي.

پ.ن. زين‌پس من «ركسانا» خواهم بود. اين را به هيچ‌كس مگوييد. سوال هم نكنيد كه پاسخي در كار نيست.

ركسانا
View comments | Post a comment


0 Comments:

© 2004, All rights reserved
This weblog appears perfect in IE

Show menu

Mirror Ponds ....... برکه هاي ِ آينه