| گنه کرد در بلخ آهنگری... | ۲/۰۹/۱۳۸۶ | |
|
1. من نه «مامان» می خوام نه قیم!
«دوست» هم نمی خوام. اصلا هیچ کسو نمی خوام. می خوام تنها باشم. حالم از همه به هم می خوره. 2. هفته ی پیش و هفته ی قبلش که به گا بودم یک راهِ خوب برایِ خالی شدن پیدا کردم. رویِ دیوار کنار تختم می نویسم. می نویسم و می نویسم تا سبک شوم. همه ی دیوارِ کنارِ تختم سیاه شده: ... تنها یک کلمه و آن هم ... «هیچ» ... گفتگو یاس اضطراب حسِ عمیقِ «بدبختی» موسیقیِ خوب؟ شرابِ ناب؟ ... «پوزخند» را چطور می نویسند؟!
ركسانا 1 Comments:
نوبتیه؟
|
||
© 2004, All rights reserved This weblog appears perfect in IE |
||