| افسانهي سقوط | ۴/۱۶/۱۳۸۵ | |
|
چندتا تُرك به هم رسيدند. خسته و ناراحت از اينهمه جوكي كه برايشان ساختهاند. از اين كه همه مسخرهشان ميكنند. چند دقيقهاي با هم درددل كردند. كمي سبكتر شدند. تصميم گرفتند برايِ اين موضوع فكري بكنند. چند دقيقهاي فكر كردند. به نتيجهاي نرسيدند. از هم خداحافظي كردند و رفتند.
ركسانا 0 Comments: |
||
© 2004, All rights reserved This weblog appears perfect in IE |
||