بلند بلند فکر کردن [2] : آزادی ۲/۳۰/۱۳۸۳

پرنده، در آسمان ِ آبی پرواز می کند؛ او آزاد است.
ماهی، در ژرفنای ِ زلال ِ اقیانوس شنا می کند؛ او آزاد است.
غزال، بی خیال، در میان ِ سبز ِ یک دست ِ صحرا می دَوَد؛ او آزاد است.
...
امّا من فکر می کنم آزاد بودن، فقط، به معنای داشتن ِ آزادی نیست:
من باید رأس ِ ساعت 8 صبح به محل ِ کارم برسم. ساعت 1:30 بعد از ظهر هم، با سرویس ِ اداره، به خانه برمی گردم. تا ساعت 2 مشغول ِ آماده کردن ِ ناهار هستم، و ساعت 3:30 که نا هارم را خورده ام و برنامه ي تلوزیونی مورد ِ علاقه ام هم تمام شده، چرتی می زنم تا ساعت 5 عصر. تازه آن موقع است که برای کار ِ پاره وقت ام در کتاب خانه، باید به آن سوی شهر بروم. در کتاب خانه اي کوچک و ساکت هم مسلمن نمی توان کاری جز مطالعه و یا، حداکثر، انجام ِ کار های باقی مانده ي اداری کرد. و ساعت 10:30 شب که به خانه می رسم آن قدر خسته ام که به سختی می توانم شامم را تا آخر بخورم؛ و همان جا، روی کاناپه ي جلوی تلوزیون، خوابم می برد.
پس به این ترتیب، من اصلن آزادی ندارم: نمی توانم بی خیال بدوم، شنا کنم، فریاد بزنم، به گردش بروم، خیابان ها را متر کنم، جلوی دبیرستان های دخترانه به دختر ها متلک بگویم، صدای دزدگیر ِ ماشین ها را در بیاورم یا... هر چیز ِ دیگر که دیگران آن را نشانه ي آزاد بودن می دانند، و احتمالن به خاطر ِ نداشتن ِ آن ها افسوس می خورند.
امّا در عوض، کار های زیادی هست که می توانم آن ها را انجام دهم: می توانم هنگام ِ کار در اداره به خاطرات ِ بچه گی ام فکر کنم، یا یواشکی در فنجان ِ قهوه ي هم اتاقی ام تف کنم. می توانم در سرویس ِ اداره برای دوستانم جُک تعریف کنم، یا آن ها را دست بیندازم. حتا... حتا می توانم موقع ِ آشپزی با خودم بلند بلند حرف بزنم یا آواز بخوانم [ این، واقعن فوق العاده نیست ؟! ]. و خیلی کار های ساده ولی لذت بخش ِ دیگر.
می دانم؛ شاید همه ي این کار ها به نظر ِ شما احمقانه بیاید، ولی باور کنید لذت ِ تجربه و احساس ِ آزاد بودن با وجود ِ همه ي محدودیت ها، آن چنان برای من جذاب و دوست داشتنی است که حاضر نیستم آن را با هیچ چیز عوض کنم. حتا به پرنده ها و ماهی ها و پسر های ول در کوچه و خیابان هم حسادت نمی کنم.

آزادی چیزی نیست که فیلسوف ها تعریف کنند، روشنفکرها بگویند، نویسنده ها بنویسند، سیاست مدار ها آن را برای مان به ارمغان بیاورند و سرباز ها به ما تحمیل اش کنند. آزادی فقط و فقط چیزی است که باید داشته باشیم اش - هر چه قدر هم که احمقانه به نظر برسد.

ركسانا
View comments | Post a comment


0 Comments:

© 2004, All rights reserved
This weblog appears perfect in IE

Show menu

Mirror Ponds ....... برکه هاي ِ آينه